خانه
گاما

درسنامه آموزشی آمادگی دفاعی کلاس نهم

درس 8: جنگ پنهان

بازدید5
تاریخ بروزرسانی1405/07/11

زندگی جدید، جنگ جدید

هر روزی‌ که می‌گذرد زندگی ما پیچیده‌تر می‌شود. فناوری‌های نوین، فضای مجازی، هوش مصنوعی و صدها ابزاری که چند دهه پیش به خیال کسی نمی‌آمد، حالا در همۀ ابعاد زندگی ما نفوذ کرده‌اند. طبیعی است که با این پیچیدگی‌ها، جنگ‌ها هم دستخوش تغییر شوند. روزگاری نه چندان دور، وقتی دو کشور با هم اختلاف پیدا می‌کردند، سربازها را به خط مقدم می‌فرستادند و با تانک‌ها و هواپیماها بر سر هم می‌زدند. ولی امروزه دیگر این اتفاقات فقط بخش کوچکی از ماجراست. در درس اول، هنگامی که با انواع تهدیدها آشنا شدید، دانستید که امروزه معمولاً تهدیدهای متعددی به‌صورت هم‌زمان و در کنار همدیگر به کار گرفته می‌شوند «تهدید ترکیبی» یا «جنگ ترکیبی»؛  ترکیبی از تهدید و جنگ در عرصه‌های مختلف زندگی مثل اقتصاد، سیاست، رسانه، فضای مجازی، فرهنگ و... است.

در یک جنگ ترکیبی، کشور مهاجم مجموعه‌ای از اقدامات مختلف نظامی و غیرنظامی را به شکل هم‌زمان و هماهنگ علیه کشور دیگر انجام می‌دهد؛ هدفش هم ایجاد فشر، بی‌ثباتی و شکاف میان مردم و حکومت آن کشور و در نهایت، تسلیم آن‌ها با کمترین درگیری نظامی است.

ویژگی‌های اصلی این نوع جنگ‌ها عبارت است از:

1- تکثر جبهه‌ها و ابزارها: از تحریم‌های اقتصادی و عملیات رسانه‌ای تا نفوذ و تهدید نظامی

2- اثرگذاری غیرمستقیم: تمرکز بر تغییر رفتار جامعه و حاکمیت با حداقل ورود مستقیم به میدان جنگ کلاسیک.

3- پیوستگی و استمرار: فشار به‌صورت تدریجی و بلندمدت وارد می‌شود تا اراده ملّی فرسایش یابد.

4- کنترل ذهن‌ها و ایجاد روایت‌ها: شکل‌دهی به ادراک جامعه، ایجاد سردرگمی و تحریف واقعیت‌ها.

در میان همه جبهه‌های جنگ ترکیبی، یکی از آن‌ها از بقیه خیلی مهم‌تر است: «جنگ شناختی». اگر جنگ ترکیبی را یک دستگاه بزرگ و پیچیده تصور کنیم، موتور محرک این دستگاه، «جنگ شناختی» است.

جنگ شناختی را بهتر بشناسیم

دشمن در جنگ شناختی، می خواهد بر «شناخت» و «ادراک» جامعۀ هدف خود تأثیر بگذارد تا طرف مقابل همان‌گونه فکر کند، تصمیم بگیرد و عمل کند که او می‌خواهد.

هدف اصلی در این جنگ، فقط فریب دادن نیروهای نظامی حاضر در میدان نبرد نیست، بلکه تغییر باورها، ذهنیت‌ها و احساسات و عواطف عموم مردم و مسئولان جامعه و حتی نحوه فکر کردن آن‌هاست. مهم این است که هر کدام از بخش‌های یک جنگ ترکیبی، در صورت همراه شدن با جنگ شناختی، خیلی مؤثرتر می‌شوند: مثلاً یک تحریم اقتصادی زمانی موفق‌تر است که با یک عملیات شناختی همراه شود؛ برای مثال اگر مردم تأثیر چیزی مثل تحریم را بسیار بیشتر از واقعیت آن بدانند و رسانه‌های دشمن، به مردم القا کنند که این تحریم فلج‌کننده است، هیچ راهی برای بی‌اثر کردن آن وجود ندارد به این نوع اقدامات جنگ شناختی می‌گویند.

اگر در جنگ نظامی، دشمن می‌خواهد «سرزمین» را تصرف کند، در جنگ شناختی، می‌خواهد «ذهن و قلب» مردم را تصرف کند. به همین خاطر است این جنگ شناختی، یک جنگ نامرئی و پنهان است. در این جنگ، بدون شلیک حتی یک گلوله، اضطراب، ناامیدی، بی‌اعتمادی و درماندگی در جامعه گسترش پیدا می‌کند و مردم و حتی مسئولین آن جامعه به تدریج، توان تصمیم‌گیری صحیح و احساس امنیت درونی خود را از دست می‌دهند.

برای همین است که هر کدام از دیگر جبهه‌های یک جنگ ترکیبی، در صورت همراه شدن با جنگ شناختی، خیلی مؤثرتر می‌شوند: تحریم اقتصادی زمانی موفق‌تر است که با عملیات شناختی همراه شود و سبب گردد مردم تأثیر آن را بسیار بیشتر از واقعیت آن بدانند.

در این جنگ، ممکن است یک شایعه ساده در فضای مجازی، بیشتر از ده‌ها بمب، یک کشور را فلج کند؛ یا یک فیلم کوتاه دست‌کاری شده و جعلی، اعتماد مردم به یکدیگر را از بین ببرد یا یک پیامک ناشناس، وحشتی بزرگ‌تر از یک حمله نظامی ایجاد کند. دردناک‌تر اینکه، کسی که در جنگ شناختی آسیب ببیند، دیگر مثل شهید یا ایثارگر در جنگ نظامی، یک قهرمان وطن نیست، بلکه می‌تواند به یک خائن به وطن تبدیل شود!

همان‌طور که گذشت، جنگ شناختی فقط به رزمندگان نظامی مربوط نیست، بلکه جنگی است که در کف جامعه و در بین فرد فرد اعضای آن در جریان است. پس همۀ اعضای جامعه، باید روش‌ها و ابزارهای حمله شناختی دشمن را بدانند تا بتوانند خوب از خود دفاع کند و حتی در صورت نیاز و توانایی، بخشی از یک جنگ شناختی حساب شده علیه دشمن باشند. در این درس، ابتدا با دو شیوه از مهم‌ترین شیوه‌های جنگ شناختی (یعنی «شایعه و دروغ» و «درگیر کردن احساسات») آشنا خواهیم شد و سپس به این پرسش، پاسخ می‌دهیم که برای پیروزی در این میدان، باید چه کارهایی انجام دهیم؟

شایعه و دروغ

همیشه در جنگ‌ها، فریب دادن یکی از مهم‌ترین شیوه‌ها بوده است. «هنر جنگ» کتابی است از سان تزو، نویسنده چینی که 6 قرن پیش از میلاد نوشته است. وی یک قانون طلایی برای جنگ در کتابش آورده است: «اساس جنگ‌ها بر پایه فریب استوار است». او می‌گوید «وقتی به دشمن نزدیک هستیم، باید او را متقاعد کنیم که دوریم؛ و وقتی دور هستیم، باید او را به این باور برسانیم که نزدیک هستیم». در این نگاه، هدف از فریب دادن، ایجاد خطای محاسباتی در ذهن فرماندهان حریف است تا در میدان نبرد، تصمیم نادرست بگیرند.

یکی از مهم‌ترین و رایج‌ترین راه‌های فریب در جنگ‌ها، از زمان‌های قدیم تا امروز، ایجاد شایعه است. البته شایعه در جنگ‌های قدیم و کلاسیک، با شایعه در دوره و زمانۀ ما که دوره جنگ شناختی است تفاوت دارد.

سایه خاموش

در اعماق تاریک اقیانوس اطلس، در جنگ جهانی دوم، زیردریایی آلمانی «سایه خاموش» همچون شبحی بی‌صدا پیش می‌رفت. انگلستان، که در برابر این تهدید درمانده شده بود، یک شایعه ساده را سر زبان‌ها انداخت: «سایه خاموش شناسایی و نابود شده است». انگلیسی‌ها می‌خواستند با دقت، واکنش‌ها را زیر نظر بگیرند و ببینند زیردریایی کجاست و چه کسی از وجود این زیردریایی بی‌نظیر خبر دارد. این شایعه، به سرعت در میان «متحدین» به ویژه آلمان‌ها پیچید. در میان این هیاهو، فرمانده «سایه خاموش»، در یک لحظه فریب خورد و اشتباه مرگباری انجام داد؛ یعنی پیام کوتاهی فرستاد: «ما زنده هستیم.»... همین پیام سبب شد «سایه خاموش» دیگر در تاریکی پنهان نماند؛ زمزمه‌های اقیانوس، راز آن را فاش کرده بودند.

شایعه، به عنوان سلاحی نامحسوس و قدرتمند، به هدف خود رسیده بود: کشف موقعیت‌ها، ارتباطات و امکانات دشمن.

در جنگ‌های قدیم و کلاسیک، معمولاً هدف از شایعه، فریب دادن نیروهای نظامی و فرماندهان آن‌ها بود، ولی در یک جنگ شناختی، شایعه فقط برای فریب نیروهای نظامیِ در میدان نیست، بلکه ذهن‌ها و احساسات تک‌تک مردم و مسئولان کشور هدف گرفته شده است. جالب اینجاست که براساس تحقیقات، شایعات و اخبار نادرست نه تنها سریع‌تر، بلکه عمیق‌تر و گسترده‌تر از اخبار واقعی منتشر می‌شوند. نتیجه چنین فریبی می‌تواند بی‌اعتمادی مردم به حکومت و نیروهای نظامی، اختلاف بین مسئولان، ترس و دلهره عمومی، خطا در محاسبه و تحلیل و در نتیجه تصمیم‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و نظامی اشتباه باشد.

دقت داشته باشید که شایعات همیشه ظاهری ساده و قابل تشخیص ندارد، بلکه از شیوه‌های پیچیده استفاده می‌شود که ظاهری به شدت موجه دارد. برای نمونه، ذهن انسان معمولاً در برابر «عدد، درصد و نمودار» زودتر خلع سلاح می‌شود. شایعه‌سازان برای «انکار واقعیت» آن‌قدر با اعتمادبه‌نفس اطلاعات و آمارهای گزینشی را به خورد شما می‌دهند که به چشم‌‌ها و محاسبات عقلی خودتان هم شک کنید. یادتان باشد آمارها دروغ نمی‌گویند، اما شایعه‌سازها آمار دروغ می‌سازند!

فعالیت (صفحهٔ 146 کتاب درسی)

 

با مراجعه به خبرگزاری‌ها و شبکه‌های اجتماعی، چند نمونه از شایعه‌هایی را که در جنگ 12 روزه و جنگ رمضان از سوی دشمن ساخته شده و گسترش پیدا کرد پیدا کنید. این شایعه‌ها، چه پیامدهایی در جامعه داشت؟ به نظر شما راهکار مواجهه درست با شایعه چیست؟

عملیات پرچم دروغین

یک نمونه دیگر استفاده از دروغ و فریب، عملیات «پرچم دروغین» است. در «پرچم دروغین» یک دولت یا گروه، عمداً اقدامی مانند خرابکاری یا عملیات نظامی انجام می‌دهد، اما مسئولیت آن را به گردن طرف دیگری می‌اندازد. هدف از این عملیات، معمولاً ایجاد بهانه برای حمله بعدی، توجیه اقدامات شدیدتر، ایجاد اختلاف در داخل یک کشور، دستکاری افکار عمومی یا جلب حمایت افکار عمومی برای یک اقدام خاص است.

یک نمونه از عملیات پرچم دروغین در جنگ رمضان، انفجار در منطقه مسکونی سِتره در بحرین بود که ابتدا، فرماندهی مرکزی ارتش تروریست آمریکا در منطقه (سِنتکام) ادعا کرد پهپاد ایرانی عامل این انفجار بوده، اما بعداً مشخص شد که این انفجار، ناشی از اصابت موشک رهگیر آمریکایی بوده است.

فعالیت (صفحهٔ 147 کتاب درسی)

 

در مورد حمله پهپادی به سفارت آمریکا در عربستان در جریان جنگ رمضان تحقیق کنید. آیا این حمله پرچم دروغین بود؟ اگر پاسخ مثبت است تحلیل شما از دلایل این حمله چیست؟

حمله پهپادی به سفارت آمریکا در عربستان

عملیات «پرچم دروغین» همیشه در میانه جنگ نیست بلکه با اهداف فرهنگی سیاسی طراحی می‌شود. در یک ماجرای مشهور، مأموران اطلاعاتی اسرائیل در مصر مأمور شدند تا با بمب‌گذاری در اماکن آمریکایی و بریتانیایی در قاهره و اسکندریه، این اقدامات را به گردن گروه‌های مبارز مسلمان و سایر گروه‌های مبارز مصری بیندازند. هدف، بر هم زدن روابط مصر با کشورهای دیگر بود. این عملیات لو رفت و به استعفای وزیر دفاع وقت اسرائیل انجامید. دولت اسرائیل سال‌ها بعد رسماً به این عملیات اعتراف کرد.

فعالیت (صفحهٔ 148 کتاب درسی)

 

1- با توجه به شیوه پرچم دروغین و با کمک معلم خود در مورد مصادیق آن در تاریخ ایران یا کشورهای دیگر به گفت‌وگو بپردازید.

2- کلاس را به چند گروه تقسیم کنید به هر گروه یک «خبر پرچالش اخیر» داده می‌شود. هر گروه باید فهرستی از پرسش‌های زیر را دربارۀ پروندۀ خود پاسخ دهد:

- چه کسی این ادعا را مطرح کرده و چه منفعتی از طرح آن دارد؟
- آیا شواهد و اسناد قابل اتکایی وجود دارد؟ در مورد آن گفت‌وگو کنید.
- آیا شرایط زمانی و... برای تحقق این رویداد با روایت ارائه شده هم‌خوانی منطقی دارد؟
- اگر این خبر اشتباه باشد، چه اتفاقی می‌افتد؟

احساسات به عنوان جنگ‌افزار

در جنگ شناختی همیشه کار با منطق پیش نمی‌رود. یکی از ستون‌های مهم این نبرد، «دست‌کاری احساسات» است. احساسات، ابزار قدرتمندی برای زندگی انسان است، اما گاهی می‌تواند به مانعی برای «کشف حقیقت» تبدیل شود. لازم نیست دشمن با «منطق ذهنی» طرف مقابلش بجنگد، بلکه اگر بتواند اختیار احساسات او را به دست بیاورد، فکر او را هم خودش طراحی خواهد کرد. ولی چرا این اتفاق می‌افتد؟ به زبان ساده، معمولاً خیلی از انسان‌ها عاشق خبرهای عجیب و تازه هستند، خبرهایی که حس غافلگیری یا تعجب و شگفتی به همراه دارند. همچنین بیشتر مردم، خبر منفی را سریع‌تر باور می‌کنند و خبرهای مبهم را خودشان کامل می‌کنند. این وضعیت یعنی وقتی احساسات فعال می‌شود، تمایل شخص برای فکر کردن و جست‌وجوی شواهد و دلایل برای خبر، کم می‌شود و دوست دارد که با همان احساساتش، درباره آن خبر داوری کند. به عبارت دیگر، در اینجا جنگ شناختی از یک اصل روانشناختیِ ساده استفاده می‌کند:

به علاوه، این درگیر شدن احساسات باعث می‌شود که ما خودمان بخشی از زنجیره بشویم و چنین اخباری را (که معمولاً اخبار جعلی هستند)، بدون تأمل و بررسی کافی، برای افراد بیشتری بفرستیم. کسی که احساساتش درگیر شده، گاهی حتی با دیدن شواهد نادرستی خبر و یا تکذیب آن از طرف مراجع مطمئن، به راحتی نمی‌تواند باور اولی خودش را اصلاح کند.

فعالیت (صفحهٔ 150 کتاب درسی)

 

در جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی، این شیوه در موارد متعددی به کار رفت. شما چه نمونه‌هایی از این شیوه جنگ شناختی را از سوی دشمن به یاد دارید؟ این موارد را با هم در کلاس بررسی کنید.

به این تصویر دقت کنید. این تصویر در پاسخ به کدام شگرد رسانه‌ای و کدام جمله رئیس جمهور آمریکا در جنگ رمضان، در شبکه‌های اجتماعی فراگیر شد؟

در جنگ شناختی، قدرت تصویر از قدرت خبر بیشتر است. یک عکس مبهم، یک ویدئوی کوتاه یا یک صدای لرزان، اثرش از ده خبر رسمی بیشتر است؛ چون مستقیماً به احساس مخاطب وصل می‌شود، نه به منطق و فکرش!

اشباع نفرت؛ تحمیل سکوت

یکی دیگر از نمونه‌های درگیر کردن احساسات به عنوان یک شیوه جنگ شناختی، دامن زدن به حس نفرت به وسیله خشونت کلامی و فحاشی (خصوصاً در فضای مجازی) است.

در نگاه اول، ممکن است این رفتارها را «خشم فروخورده» یا «هیجانات سیاسی» برخی از مردم ناراضی تحلیل کنیم، اما حقیقت پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. در جنگ شناختی، دشنام دادن، برچسب‌های توهین‌آمیز و تهدیدها به
ابزارهایی تبدیل شده‌اند که هدف از آن‌ها، ایجاد نفرت، دور کردن مخاطب از فضای تفکر و تأمل، ساکت کردن، خسته کردن و در نهایت حذف او از میدان است.

بر اساس پژوهش‌ها بسیاری از آنچه تحت عنوان فحاشی در فضای مجازی دیده می‌شود، نه یک واکنش عصبیِ لحظه‌ای، بلکه یک «راهبرد مهندسی‌شده» برای سرکوب تفکر انتقادی است. وقتی فضای گفت‌وگو به توهین تبدیل شود، آدم‌ها ترجیح می‌دهند عطای بحث و بررسی عاقلانه را به لقایش ببخشند.

حالا در فضای مجازی، دشمن از همین نقطه ضعف استفاده می‌کند. با بمباران کامنت‌های منفی، لایک‌های هماهنگ و حساب‌های جعلی، این توهم را ایجاد می‌کنند که «همه» یک نظر خاص را دارند. در نتیجه، کسانی که نظر متفاوتی دارند چون از توهین و طرد می‌ترسند، به ناچار سکوت می‌کنند.

جامعه‌ای که مدام با این بمباران روانی روبه‌روست، کم‌کم قدرت تشخیص راست از دروغ را از دست می‌دهد.

فرایند جنگ‌شناختی احساسی

حمله شناختی برای تهییج احساسات، یک فرایند زنجیره‌ای، حساب‌شده و چندلایه است که از طراحی پیامِ هدفمند شروع می‌شود و با انتشارِ بی‌وقفه و استفاده از اصل تکرار مداوم، تحریک احساسات و در نهایت، مسدود کردنِ فرصتِ تفکر، به اوج می‌رسد.

مراحل این فرایند عبارت‌اند از:

مرحلۀ اول: ابتدا دشمن یک «نقطۀ ضعف احساسی» در مخاطب پیدا می‌کند یعنی چیزی که همه از آن می‌ترسند یا به آن حساس‌اند (مثل ترس از خطر، نگرانی برای خانواده، یا احساس بی‌عدالتی). سپس پیام را برای تحریک همین احساسات با کلمات پرشور و تصاویر تکان‌دهنده طراحی می‌کند.

مرحلۀ دوم: یک پیام اگر صرفاً در یک رسانه و یا شبکه اجتماعی منتشر شود معمولاً فراموش می‌شود، اما اگر همان پیام از ده‌ها صفحه و کانال مختلف، هم‌زمان و پشت سرهم منتشر شود، ذهن ما ناخودآگاه فکر می‌کند: «اگر همه‌جا این را می‌گویند، پس حتماً واقعی و مهم است.» این دقیقاً همان اصلی است که تبلیغات تجاری هم از آن استفاده می‌کنند.

مرحلۀ سوم: در این مرحله، هدف دیگر «آگاه کردن» شما نیست؛ هدف این است که شما را عصبانی، هراسان یا هیجان‌زده نگه دارد. چون وقتی ذهن در حالت هیجان شدید است، بخش تحلیلگر و منطقی‌اش کمتر فعال می‌شود. آدم عصبانی یا هراسان، کمتر می‌پرسد که «آیا این واقعاً درست است؟» و بیشتر واکنش نشان می‌دهد.

مرحلۀ چهارم: این آخرین و خطرناک‌ترین مرحله است. وقتی پیام‌ها پشت سرهم، با فوریت بالا و بار احساسی شدید می‌آیند، دیگر زمانی برای «مکث و بررسی» باقی نمی‌ماند. مخاطب احساس می‌کند باید همان لحظه واکنش نشان دهد، پسند (لایک) کند، بازنشر کند، عصبانی شود یا تصمیم بگیرد؛ بدون آنکه فرصت کند بپرسد «واقعاً این پیام درست است یا نه؟» پیام‌هایی که با عباراتی مثل «همین الان قبل از حذف شدن ببینید!» یا «فوری فوری!» همراه‌اند، دقیقاً طراحی شده‌اند تا شما را از فکرکردن باز بدارند.

ما کجای این میدان هستیم؟

مواجهه با جنگ شناختی فقط وظیفه نهادها و رسانه‌های رسمی نیست. تک‌تک افراد یک جامعه باید نقش خودشان را ایفا کنند؛ همه ما به عنوان سربازان این مرز و بوم، باید با توانمندی در جنگ شناختی و سواد رسانه‌ای به‌عنوان تولیدکنندۀ محتوا و یا به‌عنوان توزیع‌کننده محتوا، آگاهانه و مسئولانه عمل کنیم.

یک دفاع شناختی خوب

با توجه به آنچه در مورد فرایند جنگ شناختی آشنا شدید، راه‌حل برای یک دفاع شناختی خوب چیست؟

در یک کلمه: «مکث و تفکر!». قبل از اینکه یک مطلب در فضای مجازی را «لایک» بزنی یا آن را برای دوستانت بفرستی، ده ثانیه مکث کن و از خودت بپرس: این پیام چقدر احساسات من را درگیر کرده؟ منبع آن چقدر معتبر است؟ خود محتوا چقدر می‌تواند معقول باشد؟ چند منبع اصلی دیگر آن را منتشر کرده‌اند؟ و...

این مکث ساده، قوی‌ترین سلاح تو در جنگ شناختی است. با همین چند ثانیه توقف، می‌توانی جلوی نشر یک شایعه را بگیری، از یک کلاهبرداری جلوگیری کنی و یا مانع از شکل‌گیری یک تشنج در جامعه بشوی.

فعالیت (صفحهٔ 154 کتاب درسی)

 

با راهنمایی معلم خود در مورد هر یک از روش‌های جنگ شناختی بحث کنید و برای آن مصادیقی پیدا کنید.

دسته‌بندی برخی شگردهای مشهور مصادیق این روش‌ها
روش‌های مبتنی بر محتوا - شایعه هدفمند
- اخبار دروغین و جعلی (عکس، فیلم، تیتر)
- محتوای پر از نفرت
 
روش‌های مبتنی بر فناوری - کاربرهای جعلی
- ربات‌های نظرگذار
 
روش‌های روانشناختی - ایجاد ترس و وحشت
- تأکید بر «مهلت محدود برای نشر»
 

آزمایشگاه احساسات

با توجه به توضیحاتی که گذشت، یک هفته گذشته را بررسی کنید. چه اخباری احساسات شما را در این یک هفته درگیر کرده است؟ چند تیتر خبری واقعی (از منابع مختلف، بدون افشای نام رسانه) انتخاب شود.

1- دانش‌آموزان در گروه‌های دو یا سه نفره باید هر تیتر را زیر یکی از برچسب‌های زیر دسته‌بندی کنند.

احساس نمونه خبر
ترس‌محور  
خشم‌محور  
ناامیدکننده  
خنثی و خبری  

2- از اعضای هر گروه خواسته می‌شود همان خبر را به شکل «خنثی و خبری» بازنویسی کنند. این تمرین نشان می‌دهد چگونه یک واقعیت واحد می‌تواند با کلمات متفاوت، احساسات متفاوتی برانگیزد.

کارنامه ما در جنگ‌ شناختی

درست است که دشمن ما با شایعه و دروغ به جنگ شناختی علیه مردم و کشور ما می‌پردازد ولی ما هم منفعل ننشسته‌ایم و علاوه بر مقاومت در برابر آن در حرکتی رو به جلو و تهاجمی افکار جامعه جهانی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهیم. برای مثال در نبرد میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی، روایت این نبرد از میان قطعات پلاستیکی و فانتزی لگو و در قالب انیمیشن به جهان مخابره شد و توانست انحصار تصویرسازی غرب را در هم بشکند. این اثر توانست پیچیده‌ترین استراتژی‌های نظامی و پیام‌های دفاعی ایران را در بسته‌بندی آشنا و محبوب غربی‌ها به خانه‌های آن‌ها بفرستد.

روزنامه گاردین در این زمینه نوشت: «پیروزی وایرالی؛ ایران در جنگ‌های شبکه‌های اجتماعی، سرزمین مردان فناوری را شکست می‌دهد». روزنامه فارن پالیسی یکی از معتبرترین نشریات در حوزه سیاست خارجی در آمریکا نیز نوشت: «ایران در حال پیروزی در جنگ وایب است. هم‌زمان با شلیک موشک، ترکیبی از میم‌های اینترنتی، ویدیوهای ساخته شده با هوش مصنوعی، مداحی‌های فارسی و موسیقی‌هایی انگلیسی کفه تبلیغات ایران را در جنگ سنگین کرده است». البته در این جنگ ایران در تولید محتوا تنها نبود و بسیاری از مردم سایر کشورها هم در تولید این محتواها به نفع ایران فعال شدند.

     

فعالیت (صفحهٔ 156 کتاب درسی)

 

1- آیا پویانمایی‌های لگویی را دیده‌اید؟ به نظرتان کدام یک در جنگ شناختی جذاب‌تر ساخته شده بود؟

2- آیا شما نمونه‌های مشابه دیگری از این نوع تولیدات در قالب انیمیشن‌های مینیون‌ها و... را سراغ دارید؟

با شروع جنگ علیه ایران، سفارتخانه‌ها و نمایندگی‌های کشورمان در مناطق مختلف جهان به جای بیانیه‌های رسمی و محکومیت‌های خشک دیپلماتیک، به سبکی نو و با رویکردی خلاقانه و طنزآمیز، جنگ روایت‌ها را علیه زورگویی‌های ترامپ ایجاد کردند.

فعالیت (صفحهٔ 157 کتاب درسی)

 

نمونه‌هایی از فعالیت‌های سفارتخانه‌های ایران در جنگ رمضان را در کلاس مرور کنید و جذاب‌ترین آن‌ها را به نظرسنجی اعضای کلاس بگذارید.

درس 8: جنگ پنهان